خرید بک لینک
این روزها مد شده است تا فصلی میخواهد برود همه برایش مینویسند و برای فصلی که قرار است بیایید خوش امد میگوییند
میخواهم پاییز نرفته برایش بنویسم و به فصل سرما خوش امد بگوییم
بگذار یک بار هم ما روی مد باشیم قبل از همه
پاییز عزیزم خدا پشت و پناهت ،امسال با تنهاییم مدارا کردی و برگهای نارنجی رنگت را نگذاشتی زیر پایم باشد تا ناراحت شوم از قدم زدن های تنهایی
از تو ممنونم مرد مهربان رفتگر که جارو کردی برگهای از یار (درخت)جدا شده را تا کم تر عذاب بکشند
باران عزیزم از تو ممنونم که با اشک هایم همراهی کردی و نگذاشتی تنها بمانم
یار گم شده ی قدیمی از تو ممنونم که رفتی و با رفتنت هر فصل من را مثل پاییز کردی تا این همه زیبایی را ببینم .
سلام زمستان عزیز
سلام فصل تولد من
چه خوب که امدی و من کم کم قدم در ۲۱سالگی خواهم گذاشت
چه خوب که دوباره متولد میشوم
در سرما متولد خواهم شد ولی هرروزم را بهار میکنم
تا سالها بعد پشیمان نشوم از آن همه عمر که به غم گذشت
سلام زمستان عزیزم
فصل بغل خواستن ها در زیر برف
امسال کمی برف هدیه بده ،میخواهم ادم های سفید بسازم
که ظاهر و باطنش یکی باشد
پدرم میگویید خدا تورا عیدی داده به ما ،در زمستان!عید!
پدر عزیزم میدانم چه ذوقی درون چشمانت بوده وقتی دست های کوچکم را گرفتی و موهای بلندم را دیدی ،آن روز عید بوده برایت
زمستان عزیزم
امسال به تمام پدران چشم به راه عیدی بده
طعم شیرین پدر شدن را بچشان
تو گرم ترین فصل سالی ،هوا سرد است درست ،اما چه کاپشن هایی که روی دوش معشوق نخواهد رفت .و چه مهربان دست هایی که دستان یخ زده را نخواهد گرفت
تو گرم ترین فصل سالی ..

معصومه حسین زاده
(سپیده_حسینی)

پاییز ۹۵


برچسبها: زمستان, گرم, پدر, شیرین, خدا

برچسب: نویسنده: نیکا بختیاری تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 2:24

صفحه بندی